بنیاد پاداشفلسفه ما بهداشت جنسی بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت جنسی است:

"... وضعیت سلامت جسمی، عاطفی، روحی و اجتماعی در رابطه با جنسیت؛ صرفا عدم وجود بیماری، اختلال یا ضعف نیست. سلامت جنسی نیاز به یک رویکرد مثبت و محترمانه نسبت به رابطه جنسی و روابط جنسی، و همچنین امکان تجارب جنسی لذت بخش و بی خطر، بدون اجبار، تبعیض و خشونت دارد. برای دستیابی به سلامت جنسی و حفظ آن، حقوق جنسی همه افراد باید مورد احترام، محافظت و برآورده شود. " (WHO، 2006a)

سیستم پاداش مغز تکامل یافته است تا ما را به سمت پاداش های طبیعی مانند غذا ، پیوند و رابطه جنسی سوق دهد تا بقای ما را ارتقا بخشد. امروزه ، این فناوری نسخه های فوق العاده ای از آن پاداش های طبیعی را به صورت غذاهای ناخواسته ، رسانه های اجتماعی و پورنوگرافی اینترنتی تولید کرده است. مغز ما برای کنار آمدن با تحریک بیش از حد ناشی از آن تکامل نیافته است. جامعه در حال تجربه اپیدمی اختلالات رفتاری و اعتیاد است که سلامتی ، رشد و شادی ما را تهدید می کند.

رفتار جنسی مشکل ساز اغلب از 2 چیز ناشی می شود: مغزی که به دلیل برانگیختگی بیش از حد و استرس آسیب دیده است و از ناآگاهی در مورد سطح سالم تحریک. فرآیند اعتیاد بر ساختار مغز، عملکرد و تصمیم گیری تأثیر می گذارد. این امر به ویژه در مورد کودکان و نوجوانان در آغاز سفر خود به سوی بلوغ جنسی صادق است. این مرحله ای است که مغز آنها در برابر احتمال ابتلا به مشکلات سلامت روان و اعتیاد آسیب پذیرتر است.

امید در دست است. مفهوم «نوروپلاستیسیته»، توانایی مغز برای انطباق با محیط، به این معنی است که وقتی یک عامل استرس زا را حذف می کنیم، مغز می تواند خود را درمان کند.


ما درمان را پیشنهاد نمی دهیم، اما ما ارائه دهندگان خدمات نشانه ای را انجام می دهیم.